روحهای پر کشیده و بزرگتر از هستی هرگز به فکر خود و دردهای خودشان نیستند.همیشه به یاد دیگران و رنجهایشان میسوزند و زهرا (علیها السلام) این پرکشیده از تمامی هستی این گونه بود و در اوج بود او از همان ابتدا به فکر امت رسول (صلی الله علیه و اله و سلم) بود. چه در هنگام عقد و چه در هنگام حشر. در هنگام عقد به پدر میگوید: پدرجان همه دخترها مهریه خود را درهم و دینار قرار میدهند، پس چه فرقی بین من با آنهاست من میخواهم مهریه خود را شفاعت از گناهکاران امت شما قرار دهم. این درخواست مورد قبول خدای سبحان واقع شد و جبرئیل فرود آمد و ورقهای از حریر آورد که این مهریه در آن نوشته شده بود. چون هنگام مرگش فرا رسید وصیت کرد آن ورقه را در کفنش قرار دهند و روی سینهاش قرار دهند. و فرمود: در هنگامه حشر این ورقه را بدست گیرم و از گناهکاران امت پدرم شفاعت میکنم.(1)
از محمد بن مسلم روایت شده که گوید : « از حضرت باقر (علیه السلام) شنیدهام که میفرماید: حضرت زهرا (علیها السلام) را در مدخل جهنم توقفی ویژه میباشد. در روز قیامت بر پیشانی هر کس مومن یا کافر بودن او نگاشته شده است به آن دوستی که گناهان زیادی انجام داده است دستور داده میشود که وارد آتش بشود. حضرت بین دو چشم او میخواند که وی دوستدار اهل بیت (علیهم السلام) است. آنگاه او میگوید ای خدا و ای مولای من! تو مرا فاطمه (علیها السلام) نامیدی و به وسیله من آن کس را که من و ذریهام را دوست میدارد، از آتش جدا میسازی و وعده تو راست است و تو از نویدی که دادهای تخلف نمیکنی. خداوند متعال میفرماید: راست میگویی ای فاطمه (علیها السلام) ، من تو را فاطمه (علیها السلام) نامیدم و به وسیله تو کسی که تو را دوست داشته و به ولایت پذیرفته و ذریه تو را دوست داشته و به ولایت پذیرفته باشد از آتش نجات میدهم. وعده من حق است و از نویدی که دادهام تخلف نخواهم کرد از آن جهت برای این بندهام فرمان دادهام که به آتش برده شود تا تو درباره او شفاعت کنی تا برای فرشتگان و پیامبران و رسولانم و کسانی که در این جایگاه ایستادهاند قدر و منزلت تو در نزد من روشن شود که هر کس را بر پیشانیاش بخوانی مومن است دستش را بگیری و به بهشت واردش سازی.»(2)
حضرت باقر (علیه السلام) فرمود: « به خدا سوگند ای جابر آن حضرت در آن روز شیعیان و دوستان خود را بسان پرندهای که دانه بد را از دانه خوب تشخیص داده برمیچیند شناسایی کرده جدا میسازد.»
هنگامی که بر در بهشت شیعیانش اطراف او جمع شدند خداوند به دل آنها میافکند که بایستند و روی برگردانند و پشت سرشان را نگاه کنند. خداوند به آنها میفرماید: «ای دوستان من! به چه چیز نگاه میکنید و چرا روی برگرداندهاید با اینکه فاطمه (علیها السلام) دختر حبیب من، درباره شما شفاعت کرده است؟» میگویند: « پروردگارا! میخواهیم قدر و ارزش خود را در این روز بدانیم.» خداوند میفرماید: « ای دوستان من! برگردید و به کسی که شما را به خاطر دوستی فاطمه (علیها السلام) به شما جام آبی داده و به کسی که درباره محبت فاطمه (علیها السلام) غیبتی را از شما برطرف ساخته، نگاه کنید، دستش را گرفته و او را وارد بهشت کنید!»
(1) چشمه در بستر / مسعود آقایی – (2) فاطمه زهرا (علیه السلام)، شادمانی دل پیامبر (صلی الله علیه و اله و سلم)